دفتر مقام معظم رهبری
کانال نسیم قاینات را در تلگرام دنبال کنید
کد مطلب: 215  |  
تاریخ انتشار : 18 آذر 1391 - 18:41
خانه‌هايي که طي سال‌هاي گذشته توسط بنياد مسکن مقاوم سازي شده آسيبي نديده است  

باورش سخت است اين که تا ساعاتي قبل خانه هايي اينجا بود و سرپناهي و حالا ديگر هيچ شباهتي به روستا ندارد و خشت، سنگ و خاک روي هم تلنبار شده است و براي ما که 11ساعت و 22دقيقه بعد از زمين لرزه به اين منطقه رسيده‌ايم چيزي جز ويراني قابل مشاهده نيست و اگر رفت و آمد محتاطانه مردم نبود، نمي توانستي بپذيري اينجا روستاي «شاج» بوده است. خانه ها با خاک يکسان شده و ويرانه هايي بر جا مانده که نمي توان تصور خانه و زندگي، هر چند ساده و روستايي از آن داشت. خشت و خاک کوچه ها را فرا گرفته و آجر و ديوار باغ ها در کوچه ها ريخته است. از لابه لاي خاک و سنگ، فرش، پتو، رختخواب، ظرف، تلويزيون و هر چه در خانه بوده است ديده مي شود. اينجا بقاياي روستاي شاج از توابع بخش زهان زيرکوه است که در زلزله ساعت 20:38 چهارشنبه شب گذشته لرزيد. بنا بر اعلام مسئولان، عمق و کانون زمين لرزه در اين محل بوده و بيشتر خسارت ها مربوط به روستاهاي زهان است. در اين زمين لرزه ۶نفر جان باختند که ۵نفر آنان اعضاي يک خانواده بودند. همچنين ۲۷نفر مصدوم شدند و به علت وسعت زلزله هزار و ۸۸۰واحد مسکوني در ۴شهرستان خراسان جنوبي آسيب ديد و حتي تخريب شد. عباس آباد، حسين آباد شاج، فخرود و برخي روستاهاي ديگر به گفته «قرايي»، بخشدار زهان در اين زلزله آسيب ديد اما روستاهاي شاج و حسين آباد صددرصد تخريب شد و بقيه هم بين 50 تا 60 درصد صدمه ديد. ساعت 8:30 صبح پنج شنبه نيروهاي امدادي هلال احمر همراه اهالي روستاي عباس آباد مشغول بر پا کردن چادر هستند. باد سرد تن آدم را مي لرزاند و چادرهاي در حال نصب را به اين طرف و آن طرف تکان مي دهد. آيا درون چادر گرم مي شود؟
ماندن در خانه ها غيرممکن است
يک زن روستايي به خبرنگار ما مي گويد: بعد از زلزله برق قطع شد، بيشتر خانه ها مقاوم سازي بود اما همه آسيب ديد، سقف ها شکاف و ترک هايي برداشت که ماندن در خانه را غيرممکن مي کند. مردم تمام شب را بيرون، در صحرا و کنار آتش گذراندند. «زهرا قاسمي» مادر 41 ساله اي است که خدا را به خاطر سلامتي خانواده و اهالي روستايش شکر مي کند و مي گويد: فقط يک خانواده زير آوار ماندند که قبل از حضور نيروهاي امدادي و با کمک مردم نجات يافتند. او ادامه مي دهد: بخشدار اولين فردي بود که در محل حاضر شد. خودروهاي دولتي هم پشت سر هم آمد و در مورد اقلام مورد نياز، وسايل گرمايشي، لباس و... مي پرسيدند اما مردم ترجيح دادند که کمک ها به مناطقي که خسارت بيشتري ديده است ارسال شود. وي گفت: مشکل اصلي ما نبود سرويس بهداشتي است که جرات استفاده از سرويس بهداشتي منازل را نداريم و هر لحظه ممکن است با ورود به داخل منزل مصالح ساختماني ريزش کند.حدود 13 ساعت از زمين لرزه مي گذرد که خودروي سپاه حامل موکت، پتو، چراغ و تن ماهي سر مي رسد و اقلام رابين خانواده ها توزيع مي کند. زن اضافه مي کند: چادرهاي هلال احمر شب حادثه ساعت 12 رسيد، اما مردم دور آتش ايستادند و بچه ها را سوار خودروها کردند و رويش را پلاس و فرش کشيدند تا سرما نخورند.
صحنه هاي باور نکردني در «شاج»
روستاي شاج چندان از عباس آباد دور نيست اما جاده اش خاکي است و بالا و پايين دارد و کاملا پيداست که جاده را قبل از صبح تيغ زده اند. روستاييان منطقه مدتي پيش محصول درختان زرشک را چيده اند اما آن چه لابه لاي خاک، سنگ و خشت ها پيداست، انبارهاي زرشکي است که زير آور رفته و دسترنجي باقي نمانده است. آن چه پس از زلزله باقي مانده باور کردني نيست، ديوار مسجد از بيرون و درون ترک هاي بزرگي برداشته و پشتي و وسايل داخل آن به هم ريخته است اما خانه‌هايي که طي سال‌هاي گذشته توسط بنياد مسکن مقاوم سازي شده آسيبي نديده است. خانه هاي خشت و گلي روستا برخي کاملا و بعضي تا نيمه فرو ريخته است. انگار بر خرابه هاي قديمي پا مي گذاري، مردم هنوز سراسيمه و سرگرداندند، برخي همديگر را بغل کرده گريه مي کنند و بعضي به هم تسليت و دلداري مي دهند، برخي هم خدا را شکر مي کنند که همه اعضاي خانواده سالم مانده اند و يادي مي کنند از خانواده اي که اينک همراهشان نيست، مرحوم حسن رضايي، همسر و 3 فرزندش. خيلي زود ويرانه باقي مانده از خانه اش را نشان مي دهند. خانه اش بر بلندي بود، از زير خاک ها، فرش و پتو و زيرانداز ديده مي شود. بالش دخترک 2 ساله و ساعت ديواري خانه روي خاک مانده است و عقربه ها 8:37 را نشان مي دهد. ساعت عمر حسن رضايي، 3 فرزند و همسرش از کار ايستاد. خواهر مرحوم به زحمت و با گريه مي گويد: خانه برادرم 2 طبقه و قديمي، خشت و گلي بود. يک طبقه را هم با تيرهاي چوبي «سرم» مسقف کرده بود، زلزله که آمد خانه ها را به شدت لرزاند و راه فراري نبود. درها بسته شده بود و باز نمي شد و ديوارها فرو مي ريخت. زن غمديده ادامه مي دهد: دختر کوچک برادرم 2 سال داشت و 3 دختر ديگر هم کلاس دوم و ششم بودند اما فقط يکي از دخترهاي دو قلوي کلاس ششمي زنده مانده است، جنازه بقيه را از زير خاک بيرون آوردند، فاطمه تا کمر زير آوار بود اما زنده ماند. «رضايي» تاکيد مي کند: بارها به برادرم در مورد خانه قديمي اش تذکر دادم و گفتم هر چند مشکل مالي دارد اما براي خانه اش فکري بردارد. زنان ديگري از فاميل به ديدن و دلداري او مي آيند. زن جواني در نيمه راه کوچه غش مي کند و بر زمين مي‌افتد. همه مي گويند: دايي اش خيلي مهربان بود، حالا جنازه او و خانواده اش را به سردخانه قاين برده اند. تنها بازمانده خانواده متوفي، دخترک 11 ساله اي است که مددکار بهزيستي او را همراهي و برايش صحبت مي کند تا روحيه کودکانه اش براي پذيرفتن غم تنهايي و گذراندن زندگي بدون پدر و مادر و شيطنت هاي خواهر کوچک و قل ديگرش آماده شود. چشم هاي درشت دختر سرخ است، حرف نمي زند اما اگر از او سوالي بپرسي پاسخ مي دهد. انگار همه سوال ها را فراموش کرده ام، چه و چگونه بپرسم که چرا او باقي مانده است!
اميد به زندگي در حسين آباد
بعد از بازديد و رفتن استاندار، هوا ابري مي شود و باران مي بارد اما اين بار کشاورز خوشحال نيست و شايد هم اين گريه آسمان است که بر دل داغدار اهالي شاج، حسين آباد و... مي بارد. آن طور که «قرائي»، بخشدار زهان مي گويد: شاج 144 و حسين آباد 186 نفر جمعيت دارد، در روستاهاي عباس آباد، زردان و نخرود هم به ترتيب 186، 44 و 142 نفر ساکن هستند. روستاي حسين آباد بين عباس آباد و شاج قرار دارد که بعد از شاج، بيشترين خسارت در آن جا وارد شده است. باران همچنان به شدت بر چادرها مي بارد و مسئولان کمي قبل از آن حسين آباد را ترک کرده اند. خانه ها ترک هاي عميق برداشته و شيشه ها شکسته و ريخته است. باد زير پرده ها مي زند، ديدن شيشه هاي شکسته و ديوارهايي شکافته احساس ناخوشايندي به دنبال دارد. در يک خانه بزرگ روستايي، اعضا و فرزنداني که روستا را ترک کرده اند، زير باران، مشغول حمل و بارگيري وسايل خود در کاميون هستند. فرش، تلويزيون، اجاق گاز، لباس و... همه زير باران و در حياط است. خيلي از مردم به چادرها پناه مي برند.
گفته هايشان يکي است «وقت زلزله خانه ها لرزيد و همه جا تاريک شد، به زحمت از خانه بيرون آمديم، کسي جرات ماندن زير سقف هاي ترک خورده را نداشت. هر چند تحمل سرما در اين جا راحت تر است اما در روستاي شاج وضعيت از اينجا بدتر است.» زن جوان در کنار مدرسه شهيد فاميلي حسين آباد اين ها را مي گويد.
بايد زندگي را از نو بسازيم
«فاطمه يوسفي» از حضور به موقع نيروهاي امدادي به ويژه بخشدار، اورژانس و هلال احمر تشکر مي کند و ادامه مي دهد: خواسته اي نداريم و بايد زندگي را از نو بسازيم، همين که همه خانواده ام سالم هستند خدا را شکر مي کنم. وقتي از خراب شدن خانه دام هايشان و از نابود شدن زرشک و تنها منبع درآمد خانواده اش سخن مي گويد اشک ميهمان چشمانش مي شود.
پيرمردي به چادر گرم و چاي دعوتمان مي کند، او هم رنجيده است. باران ديگر خوشحالي براي آن ها ندارد. پيرمرد چشم هايش باراني است وقتي ناخواسته مي گويد: انبار زرشکش زير باران است، دست هايش خالي است و بايد مدت ها نگاهش به دست هاي ديگران باشد تا اول سرپناهي درست کند و بعد دنبال کار برود، روزهاي سختي در انتظار است. معلم مدرسه شهيد فاميلي اين روستا نيز با بيان اين که راه روستاي شاج از مدت ها پيش خراب بود و از مسئولان نيز خواسته شده است نسبت به رفع اين مشکل اقدام کنند، مي گويد: ساعتي بعد از وقوع زلزله به دليل تسهيل در امدادرساني با يک دستگاه گريدر مسير را هموار کردند. ساعت حدود 14 است که نيروهاي امدادي هلال احمر هنوز در حال رفت و آمد هستند اما از تردد آن ها کاسته شده است. جلوي چادرها کارتن پهن و اطراف آن را با خاک مهار مي کنند تا آب باران درون چادر نرود. مردي از حسين آباد، انبار علوفه اش را نشان مي دهد، تيرهاي چوبي سقف کاملا پايين آمده است، کيسه هاي درون انبار زير خاک و آب باران است، او خدا خدا مي کند که هوا بدتر نشود. باران همچنان مي بارد که حسين آباد را ترک مي کنيم. در حاشيه جاده خاکي، 2 فروند بالگرد هلال احمر که مواد خوراکي و اقلام مورد نياز را به منطقه آورده اند دقايقي بعد محل را ترک مي کنند. تانکرهاي سوخت رسان هم در مسير عباس آباد حرکت مي کند و براي توزيع سوخت مردم راهنمايي مي شوند. دوباره به عباس آباد بازگشته ايم، هنوز هيچ ماده غذايي بين مردم توزيع نشده است. برخي مسئولان استان در منطقه مشغول بازديد هستند.
درخواست براي يک چادر در کبودان
چند نفر از اعضاي شوراي اسلامي کبودان، کنار جاده منتظر مسئولان و آمدن نماينده اند، ساعت از ۱۵ عصر گذشته است. «حسين زاده» از اهالي کبودان از اضطراب و ناراحتي مردم روستا مي گويد و اين که شورا محکوم و متهم است. مردم از رفتن به خانه هاي ترک خورده مي ترسند و از شب وقوع زلزله همه در خودروها به سر مي برند. او تصريح مي کند: در روستاهاي اطراف چادر توزيع شده اما براي اين روستا کاري نشده است و مردم از ترس جان فقط چادر مي خواهند تا شب را در آن بگذرانند. با اين صحبت ها راهي کبودان مي شويم. مردم در کوچه ها آتش روشن کرده و اطراف آن خود را گرم مي کنند. کبودان روستاي بزرگي است که بيشتر خانه هايش مقاوم سازي شده است و در بافت قديمي آن خانه هاي خشت و گلي هم به چشم مي خورد که از زلزله آسيب ديده است. خودروهاي زيادي در کوچه ها پارک شده و عده اي هم درون آن هستند. انگار مردم منتظر کسي هستند. شايد مسئولي بيايد، از همه طرف دنبال مان مي آيند تا خانه شان را نشان دهند. پيرمردي ترک هاي ديوارهاي خانه اش را نشان مي دهد و با غم مي گويد: در منزل بيمار سرطاني دارم و او نبايد سرما بخورد، چند روز ديگر نوبت شيمي درماني دارد، چطور او را امشب در کوچه بخوابانم؟ «غلام احمد عبدي» يک چادر درخواست مي کند و از بي توجهي مسئولان به اهالي اين روستا دلگير است چرا که گفته اند براي 350 خانوار 100 چادر تحويل مي شود. بيرون خانه اش، زني ديگر منتظر است و شکاف ها ، سقف هاي ترک خورده ، شيشه هاي شکسته و خانه به هم ريخته اش را نشان دهد و مي گويد: با فرزندان يتيم خود چه کنم، آن ها را به سرماي شب بسپارم يا اميد به چادر داشته باشم. آيا حتما بايد همه سقف ها خراب شود و پايين بيايد، يا چند نفر از دنيا بروند که به اهالي چادر بدهند. بقيه هم گفته او را تاييد مي کنند و از رسيدن شب در هراس اند. هنوز جمعيت زيادي در کوچه ها پراکنده اند و بين ساکنان زمزمه هايي است. عضو شورا از حل شدن مشکل تامين چادر براي همه اهالي خبر مي دهد و اين که رئيس هلال احمر قاين براي اين کار قول مساعد داده است و تا شب چادرها بين همه مردم توزيع مي شود.
امداد رساني توسط نيروهاي جوان
«قاسم طلايي» 26 ساله نيروي جوان امداد و نجات است که از فردوس به مناطق زلزله زده اعزام شده است. او مي گويد: يک ساعت بعد از وقوع زلزله عازم زهان شديم و اقدام به توزيع و نصب چادر کرديم و تا الان که حدود ساعت 9 صبح است، اين کار ادامه دارد و تاکنون حدود 40 چادر فقط در عباس آباد نصب شده است.«محمدي»، سرپرست جمعيت هلال احمر سربيشه نيز با بيان اين که از شب وقوع زلزله تا 10 ساعت بعد حدود 90 چادر در روستاي عباس آباد نصب شد، مي گويد: اين روستا 350 نفر جمعيت دارد که تاکنون 170 تخته موکت، 85 چراغ والر و بيش از 700 پتو در بين اهالي توزيع شده است.
برق شاج يک ساعت بعد از زلزله وصل شد
يکي از نيروهاي اتفاقات برق زهان نيز که براي رفع مشکل برق به روستاي شاج آمده است، مي گويد: پس از وقوع زلزله به محل حادثه اعزام شديم و يک ساعت بعد برق روستا وصل شد و الان در حال برق‌کشي به چادرها هستيم که اميدواريم تا قبل از تاريکي هوا به اتمام برسد.«غلامحسين گردويي» مي افزايد: يک گروه ديگر به روستاي فخرود که 30 کيلومتر از شاج فاصله دارد اعزام شد و تا الان که حدود 11 ساعت از وقوع زلزله گذشته روستاها برق دار شده است.«غلامي» از کارشناسان امور فرهنگي و پيش گيري زيرکوه که ساعت هاي اوليه صبح پنج شنبه در محل حادثه حضور يافته است، مي گويد: براي اجراي طرح «محب» که هدفشان حمايت هاي رواني اجتماعي در زمان وقوع بلاياي طبيعي به آسيب ديدگان است، آمده ايم.وي اضافه مي کند: خدمات مشاوره اي به بازماندگان، زنان، کودکان و... همچنين رابطه درماني، روان شناختي، تخليه هيجانات رواني و... از ديگر برنامه هاي اين طرح است که براي حدود 20 کودک و گروه هاي مختلف سني به اجرا درآمده است.
تأکيد امام جمعه زيرکوه بر حفظ عزت نفس مردم
امام جمعه زيرکوه هم که پس از وقوع زلزله در منطقه حضور يافته بود، مي گويد: از بازماندگان و روستاييان مناطق زلزله زده مي خواهم عفت و عزت نفس خود را حفظ و صبر پيشه کنند.حجت الاسلام والمسلمين «رجايي» با اشاره به اين که اين حوادث از آزمايشات الهي است و در قرآن کريم هم آمده است که ما شما را رها نمي کنيم و هميشه مومنان در معرض آزمايش هاي الهي هستند، مي افزايد: در اين حوادث عده اي صدمه مي بينند و عده اي هم مي مانند که بايد به بهترين نحو انجام وظيفه کنند.وي تلاش نيروهاي امداد و حضور ديگر دستگاه هاي اجرايي در منطقه را خوب ارزيابي مي کند و از مسئولان مي خواهد براي ساخت بناهاي مستحکم در اين مناطق اقدام کنند.
تامين سرپناه نياز اصلي ماست
در گوشه و کنار روستاي شاج، انبارهاي خراب شده زرشک به چشم مي خورد، آوار برداري و خارج کردن لاشه هاي دام ادامه دارد. غم را مي توان در چهره روستايي ديد. زني مي گويد: بيشتر دام هايشان بيمه بوده اما براي خانه و محصول کشاورزي اقدام نکرده اند و چقدر اين کار به ضررشان تمام شده است. «دهقاني» که مشغول خارج کردن وسايل زندگي از خانه آسيب ديده است، شکاف ديوارها را نشان مي دهد و تاکيد مي کند: خانه دام ها هم خراب شده و هنوز معلوم نيست چند راس از حيوانات تلف شده است. او مهم ترين نياز خود و ديگر اهالي را با توجه به سردي هوا، تامين سرپناه عنوان مي کند. ساعت به 11 ظهر نزديک مي شود اما هنوز هيچ غذايي به آن ها تحويل نشده است. فقط بچه ها چند کنسرو ماهي خوردند. توزيع موکت هم از حدود يک ساعت قبل شروع شده است. نيروهاي امدادي موکت تحويل مي دهند و از اسم و اعضا هم فراموش نمي کنند. لابه لاي ديوارهاي فرو ريخته خشت و گلي، خانه اي جديدساز به چشم مي خورد که آهن، آجر، کاشي و سراميک آن پيداست، فکرش هم سخت است اما ظرف هاي چيني، روميزي، تلويزيون و... زير پاهاست.
تسهيلات احداث، مقاوم سازي و نوسازي در اختيار آسيب ديدگان قرار مي گيرد
ساعت 11 ظهر استاندار خراسان جنوبي و هيئت همراه وارد روستا مي شوند و سراغ خانواده متوفي را مي گيرند، مرد روستايي از وضعيت راه و درخواست ها براي بهبود آن مي گويد اما «قهرمان رشيد» مي گويد براي کار ديگري آمده و اين موضوع باشد براي بعد. استاندار از دختربچه به جا مانده و خانواده مرحوم رضايي دلجويي مي کند و اين جملات را بر زبان مي آورد: اين دختر بچه فرزند خودمان است، مثل فرزند خودمان از او نگهداري و حمايت مي کنيم و اگر مشکلي داشت کمکش مي کنيم. «رشيد» در ادامه مردم را مخاطب قرار مي دهد و از آمادگي دستگاه هاي دولتي، آب و فاضلاب شهري و روستايي، برق، راه و شهرسازي، نيروي انتظامي و... براي خدمات رساني خبر مي دهد. وي مردم را به استفاده از امکانات براي محکم ساختن سرپناه توصيه مي کند و مي افزايد: تسهيلات احداث، مقاوم و نوسازي و... منازل در اختيار آسيب ديدگان قرار مي گيرد. وي به هماهنگي براي تامين سوخت مورد نياز مردم اشاره مي کند و مي گويد: دستگاه هاي اجرايي به وظايف خود عمل خواهند کرد. از توان و بضاعت دولت و استان هم استفاده مي شود تا بخشي از مصيبت هموار شود. به گفته وي، دستگاه هاي اجرايي به وظايف خود توجه مي کنند اما بايد به مشکلات باقي مانده مثل جاده و ارتباطات هم بيشتر توجه شود.
 

نظر شما

CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.