دفتر مقام معظم رهبری
کانال نسیم قاینات را در تلگرام دنبال کنید
کد مطلب: 7880  |  
تاریخ انتشار : 7 تير 1393 - 23:04
عباس دوران کودکی خود را در شرایطی بسیار سخت و دشوار گذراند. در این دوران که از طرفی جو خفقان و هولناک رژیم پهلوی بر تمام نقاط کشور اسلامی سایه افکنده بود، برای خانواده هایی مثل خانواده شهید فروزان نژاد که فرزند ارشد خانواده در لباس مقدس روحانیت در حوزه علمیه مشهد مشغول تحصیل علوم دینی بود، خاطر اعضای خانواده از این بابت دائم نگران و از طرفی وضعیت اقلیمی آن زمان که سال هایی کم باران و چند سال پی در پی خشکسالی در قاینات بیداد می کرد، زندگی برای چنین خانواده هایی که منبع درآمدی غیر از کشاورزی و دامداری نداشتند سخت و دشوار بود. پدر خانواده بااجبار در طول سال حداقل شش ماه را از خانه و کاشانه دور بود و به شهرهای تهران، ورامین و قزوین سفر می کرد تا از راه کارگری هزینه زندگی را تامین نماید...

به گزارش نسیم قائن ، عباس از کوچکی علاقه زیادی به فراگیری علوم قرآنی داشت .او با کمک مرحوم کربلایی حسن پدر بزرگ خودش توانست قبل از رسیدن به سن هفت سالگی روان خوانی قرآن را فرا گیرد. در سنین کودکی شدیداً پاکی و طهارت را رعایت می کرد و اکثر اوقات بیکاری خود را با قرآن و نماز و دعا و نیایش سپری می کرد.

 

عباس تحصیلات دوران ابتدایی را در مدرسه روستای ورزگ با موفقیت به پایان رساند و به خاطر این که در آن دوران مدرسه راهنمایی در محل نبود و وضعیت مالی خانواده در حدی نبود که ایشان بتواند در شهر ادامه تحصیل بدهد، ترک تحصیل نمود و با دیگر اعضای خانواده به کار کشاورزی و قالی بافی مشغول شد.  دوران نوجوانی شهید در محل زادگاهش سپری شد در حالی که به صورت جدی به احکام دین پای بند بود تا آن حد که کلیه اهالی محل او را به عنوان یک جوان متدین و پرهیز کار و با صداقت می شناختند و مورد علاقه همه بود.  با شروع حرکت های انقلابی از سوی روحانیت معظم و سایر اقشار ملت علیه نظام ستم شاهی ایشان نیز در کنار بقیه اعضای خانواده به خصوص برادر بزرگش حاج شیخ حسن در برنامه ها و جلسات مذهبی و راهپیمایی ها و مبارزات مردم ایران بر علیه حکومت پهلوی شرکت می کرد.

 

بعد پیروزی انقلاب وقبل از موعد مقرر داوطلبانه به خدمت مقدس سربازی اعزام و پس از آموزش عازم جبهه گردید. پس از چند ماه حضور در جبهه در عملیات آزاد سازی کرخه کور که به کرخه نور تبدیل گردیده بود،شرکت داشت که در آن عملیات مورد اصابت موج انفجار گلوله توپ قرار گرفت و به شدت دچار موج گرفتگی گردید که حدود شش ماه در بیمارستان ارتش در تهران و مشهد بستری بود و به خاطر این مجروحیت شدید از خدمت  زیر پرچم معاف گردید. وی بلافاصله پس از بهبودی مجدداً از طریق بسیج عازم جبهه شد و پس از چند نوبت اعزام به عضویت رسمی سپاه درآمد و اکثر ایام هشت سال دفاع مقدس را در جبهه ها بود .

 

او63 ماه در جبهه بود و بقیه ایام جنگ را یا در بیمارستان بستری و یا مشغول آموزش های سنگین و تخصصی مثل آموزش تخریب، آموزش فرماندهی گروهان، آموزش مربی گری و .... بود.  عباس در تمام عملیات در خط مقدم جبهه به عنوان فرمانده گروهان خط شکن و یا تخریب چی شرکت داشت. سه بار مجروح شد . یک بار در بیمارستان اهواز بود وپس از بهبودی مجدداً به خط برگشت و حتی به خانواده هم اطلاع نداد که مجروح شده است. شهید فروزان نژاد که بر اثر مجروحیت از ناحیه بازوی راست و سر و گوش آسیب دیده بود توسط کمیسیون پزشکی به عنوان جانباز شناخته شده و از کارهای رزمی و سنگین معاف گردیدامااز زیر بار هیچ ماموریتی شانه خالی نکرد و حتی برگه های کمیسیون پزشکی را به کسی نشان نداد و اصرار می کرد که من هیچ مشکلی ندارم. 

 

پس از اتمام جنگ تحمیلی عازم آموزش چتربازی و دوره مقدماتی عالی پیاده گردید و این دوره را با موفقیت عالی به پایان رساند.  اودر آخرین تمرین پرش از هواپیما در زمینی که پوشیده از سنگلاخ های بزرگ بود فرود آمد و از ناحیه پا آسیب دید و نهایتاً با مدرک کاردانی از دانشکده افسری نیروی زمینی سپاه فارغ التحصیل شد. 

 

دوران بعد از جنگ که در نیروهای نظامی دوران سازماندهی بازسازی و مبارزه با اشرار و ضد انقلاب بود ایشان دائماً در ماموریت در استان سیستان و بلوچستان و کویر کرمان، مرز نهبندان، زیر کوه قاین، تایباد و تربت جام بود و با روحیه فوق العاده مثل زمان جنگ در ماموریت ها شرکت می کردو ماموریت های محوله را به خوبی انجام می داد. در سال 1362 ازدواج نمود که حاصل این ازدواج 4 فرزند به نام های مریم، یونس، زکیه و حسین می باشد. به حساب و کتاب و امور شرعی خود رسیدگی کرده بود قبل از آن که از او حساب بکشند خود را از همه جهات سبکبار کرده بود و تمام وصیت های خود را بازبان و عملاً به خانواده و بستگان منتقل کرده بود.

 

در تاریخ 20/1/1378 برای آخرین بار عازم میدان مبارزه با اشرار کوردل و نوکران سرسپرده اجانب گردید و در یک نبردی جانانه در عصر روز پنج شنبه 26/1/1378 همزمان با فرا رسیدن ماه محرم به استقبال کاروان شهدای کربلا رفت و با چهره بشاش که لبخند رضایت بر لبان چون ماهش نقش بسته بود به دیدار معبود شتافت و به آرزوی دیرینه خود رسید.

 

 

تمام لاله‌ها سرخ‌اند و محزون      صمیمی، مقتدر، همواره مجنون

شهیدان، عاشقان محض، بردند       برای لاله‌ها، دسته گُلِ خون
وصیت نامه شهید عباس فروزان نژاد
 
 
بسم الله الرحمن الرحیم
آنان که چون به حادثه سخت و ناگواری دچار شوند صبوری پیش گرفته و گویند ما به فرمان خدا آمده و به سوی او رجوع خواهیم کرد سوره بقره آیه 155
 
با درود و سلام به پیشگاه ولی عصر (عج) و نائب بر حقش امام امت و تمام کسانی که در راه خدا گام برمی دارند.

اینجانب عباس فروزان نژاد وصیت نامه ام را آغاز می کنم.
من برای رضای خدا و برای این که انجام وظیفه کرده باشم نسبت به انقلاب اسلامی و حق خودم را ادا کرده باشم به دین مبین اسلام و قرآن و برای پر کردن سنگر خالی شهداهایی که به راه حق و حقیقت رفتند و مسئولیت را به ما واگذار کردند عازم جبهه های نورعلیه ظلمت شدم تا بلکه بتوانم پیام رسان پیام یک شهید باشم .
 
در شان خود نمی ببینم و خیلی کوچکتر از آنم که پیامی داشته باشم برای امت حزب الله, ولی طبق وظیفه دو پیام کوچک را به عنوان تذکر یادآور می شوم یکی این که ای برادران و خواهران مسلمان به قرآن توجه بیشتری بکنید و قرآن را بخوانید و به آن عمل کنید که رضای خدا در آن است. دوم این که به ندای رهبرتان که حسین زمان است لبیک بگویید و طوری با او رفتار نکنید که امت امام حسن با او کردند یعنی رهبرتان این حسین زمانتان را تنها بگذارید که مجبور شود با دشمنان اسلام صلح کند.
حالا یکی دو پیام و با سفارشی از زبان قرآن برایتان می گویم ,امیدوارم که مورد رضای خدا واقع گردد انشاءالله.
 

خدا در قرآن سوره بقره آیه 192 می فرماید با کافران جهاد کنید تا فتنه و فساد از روی زمین برطرف شود و همه با آیین و دین خدا باشد. بنابراین ای مسلمانان از جنگ با بعثی های کافر یاوران یزید زمان صدام کافر خسته نشوید که انشاءالله بعد از آزادی کربلای معلا قدس عزیز را از چنگال کافران قسم خورده اسلام آزاد کنید.
 
 
در آیات 152و153همین سوره خدا به اهل ایمان می گوید در پیشرفت کار خود صبر و مقاومت را پیشه کنید و بذکر خدا و نماز توسل جویید که خدا یاور صابران است و آن کسی را که در راه خدا کشته می شود مرده نپندارید بلکه او زنده ابدیست و لیکن همه شما این حقیقت را درنخواهید یافت و در باره کسانی که در راه خدا کشته شوند خدا با آنها معامله می کند و چه معامله ای بالاتر از این که طرف حساب انسان خدا باشد و خدا در سوره توبه آیه 110 می فرماید: بهاء خون کسی که در راه من کشته شود بهشت است و این وعده قطعی خداست و از خدا باوفاتر کیست و ما باید به این یقین داشته باشیم.
 
 
در پایان به پدر و مادرم و خواهرم و برادرانم و همسرم و فرزندانم عرض می کنم که بنده خیلی شماها را دوست داشتم و می خواستم پیش شما بمانم و چند روز دیگر به زندگی دنیا که ارزشی هم ندارد ادامه دهم ولی دیدم الان دیگر وقت توی خانه ماندن نیست و اگر بنا باشد همه توی خانه ها بنشینند دشمن اسلام خواهد آمد و اسلام را از ما خواهد گرفت, قرآن را از ما خواهد گرفت و ظلم و فساد را شروع خواهد کرد وما باید زیر ستم ستمگران باشیم و از طرفی فکر کردم که پیرو سرور شهیدان حسین ابن علی (ع) هستم که می فرماید:
الا و انی لا اری الموت الا سعاده ولا الحیوه مع الظالمین المابرما. می فرماید: من مرگ را عین خوشبختی می دانم و زندگی با ستمگران را شکنجه ای دردناک ؛
 

بنابراین زندگی وقتی به درد می خورد که انسان در راه خدا آزاد باشد و مزاحمی در راه خدا نداشته باشد و اگر بنا باشد ستمگران و ظالمان و کافران و منافقین بر زندگی اسلامی ما مسلط شوند در این صورت مردن بهتر از زنده بودن است چون برای مسلمان ننگ است که با ستمگر زندگی بکند و از این که حق شما پدر و مادرم و همسرم را اداء نکردم مرا ببخشید و برایم از تمام دوستان و رفیقان و آشنایان و اقوام و همسایگان و تمام اهل ورزگ حلالیت بگیرید و برای بنده زیاد گریه و زاری نکنید فقط به فکر خودتان باشید که قیامتی در پیش دارید و آن روز, روز حساب است.
ضمناً اگر خدا به حقیقر توفیق داد که در جبهه های حقش شهید شدم و جنازه ام برگشت محل دفن روستایمان ورزگ خواهد بود.

التماس دعا دارم از جمیع مومنین برای نصرت اسلام .
 
عباس فروزان نژاد
 

 
 

نظر شما

CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.