دفتر مقام معظم رهبری
کانال نسیم قاینات را در تلگرام دنبال کنید
کد مطلب: 5008  |  
تاریخ انتشار : 12 آذر 1392 - 12:26
شهید حسن دهقان‌زاده متولد دوم تیرماه سال 46 در روستای پهنایی از توابع شهرستان قائن است که در عملیات والفجر شرکت و در منطقه فکه به فیض شهادت نائل شده است.

به گزارش نسیم قاین،شهید حسن دهقان‌زاده متولد دوم تیرماه سال 46 در روستای پهنایی از توابع شهرستان قائن است که در عملیات والفجر شرکت و در منطقه فکه به فیض شهادت نائل شده است.

از نحوه اعزام فرزندتان به جبهه بگویید.

مادر شهید دهقان‌زاده: حسن اول عضو بسیج بود، اوایل به بهانه مدرسه می‌رفت بسیج و آموزش می‌دید تا اینکه مدیر مدرسه به ما خبر داد حسن به مدرسه نمی‌آید، ظهر که از مدرسه برگشت پدرش از او علتش که پرسید، فهمیدیم به بسیج می‌رفته تا برای اعزام به جبهه آموزش ببیند، ما هم مانعش نشدیم زیرا چیزی بود که خودش می‌خواست و انتخابش کرده بود.

-در رابطه با سن فرزند شهیدتان در هنگام اعزام به جبهه و تاریخ شهادت‌شان توضیح دهید.

مادر شهید دهقان‌زاده: حسن آقا وقتی رفت به جبهه سیزده سال بیشتر نداشت، 24 فروردین سال 62 هم که به شهادت رسید، شانزده ساله بود.

-آیا بعد از شهادت جنازه پسرتان را آوردند؟

مادر شهید دهقان‌زاده: خیر، حسن شانزده سال مفقود بود، چند سال بعد از شهادتش، چند تا استخوان آوردند و به من گفتند این حسن شماست ولی من قبول نمی‌کردم، می‌گفتم این جنازه رو ببرید، این حسن من نیست، من هر وقت حسن بیاد، خودم میام دنبالش.

-وقتی جنازه شهید را برایتان آوردند چه احساسی داشتید؟

مادر شهید دهقان‌زاده: شب قبلی که می‌خواستند جنازه را برای ما بیاورند، فرزندم را در خواب دیدم، جمعیت زیادی برای تشییع جنازه‌اش جمع شده بودند، روی دست‌ها بود، یک لحظه کنار خودم دیدمش و به من گفت: مادر من دارم می‌آیم، روز بعد هم من به بسیج رفتم، همه تعجب کرده بودند که من از کجا فهمیدم، خلاصه شانزده سال بعد از شهادت حسن، جنازه پسرم سالم آمد، فقط سیاه شده بود.

-محل و نحوه شهادت فرزند‌تان چگونه بود؟

مادر شهید دهقان‌زاده: پسرم در عملیات والفجر شرکت و در منطقه فکه به شهادت رسید. حسن برای عملیات به منطقه فکه رفته بود، فکه توسط عراقی‌ها اشغال شده بود، یک تیر به پهلوش اصابت می‌کند و باعث مجروح شدنش می‌شود، به دلیل نبود امکانات پزشکی و تنگی وقت، برای بردنش به پشت جبهه در همان‌جا شهید می‌شود و فرمانده‌اش برای اینکه جنازه‌اش روی زمین نماند، فوری همان جا دفنش می‌کند.

-چگونه از شهادت دانش‌آموز شهیدتان باخبر شدید؟

مادر شهید دهقان‌زاده: از همرزم‌هایش که می‌پرسیدم از حسن خبری دارید؟ می‌گفتند ما اطلاعی نداریم، پدرش می‌خواست به منطقه جنگی برود و از او خبر بگیرد، وقتی هم که شهید شد کسی خبر شهادتش را به ما نداد، شب شهادتش به خوابم آمد، با همان لباس‌های جبهه بود، پهلوش رو گرفته بود چون از پهلویش خون می‌آمد، به من گفت: مادر، زخمی شدم، بدوز! من هم به او گفتم، پسرم من که یاد ندارم شکمت را بدوزم، به من گفت: مگر نگفتم بیاید کنار پرستارهای جبهه بایستید و کمکشان کنید، تا یک چیزی هم یاد بگیرید؟ تا اینکه روزی که خبر شهادتش آمد، خبر بین مردم پخش شده بود ولی به من چیزی نمی‌گفتند، تا بالاخره پدرش موضوع را فهمید.

-چه کسی خبر شهادت حسن‌آقا را به شما داد؟

مادر شهید دهقان‌زاده: پدرش خبر شهادت حسن را به من داد، گفت که فرمانده‌اش همانجا دفنش کرده و امکان آوردن جنازه‌اش نیست.

-شیرین‌ترین خاطره‌ای که از فرزندتان به یاد دارید چیست؟

مادر شهید دهقان‌زاده: در مدتی که به جبهه می‌رفت سه بار برای مرخصی برگشت، هر سه بار هم پدرش را تشویق کرد که گوسفندی بکشد و مردم رو دعوت کند، می‌گفت می‌خواهد با این کار مردم تشویق بشوند تا به جبهه بیایند.

-آیا فرزند شما وصیت نامه‌ای داشته است؟

مادر شهید دهقان‌زاده: بله او وصیت‌نامه‌ای نوشته بود که در قسمتی از وصیت‌نامه‌اش نوشته "می‌روم تا به ندای پیامبرگونه امام‌مان لبیک گویم و با اندک توانی که دارم با کفار بجنگم که نمونه بارز باطل در این زمان هستند"، مادرم! از تو می‌خواهم که از خبر شهادتم صبور باشی و اشک نریزی و لباس عزا نپوشی، پدرم! می‌دانم آنقدر ایمان داری که از رفتن من به جبهه ناراحت نباشی و در شنیدن خبر شهادتم به سوگ ننشینی

 

شهیددهقان زاده درتاریخ24/01/1362درفکه به شهادت رسیده است

 

منبع:خاورستان

نظر شما

CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.