نمایش 121 - 122 از 122
وبلاگ آشنایان غریب نوشت: دیگر دوست ندارم برای خرید در بازار بروم . این روزها مد شده در فروشگاهها و مغازه های شهرمان؛ صاحب فروشگاه مرد است و چند دختر  جوان و خوش قیافه برای ..... نمیدانم برای چه!! شاید برای جلب مشتری، شاید هم حقوق پایین دخترکان جوان. در بسیاری از شهرهای ایران می توان بسهولت دید که زنان برای فروشندگی فروشگاههای مختلف استخدام می شوند و در اکثر موارد این به کاری گیری جهت جذب مشتری است. و در شهر کوچکی مثل قاینات که دار المومنین است نیز این اتفاق فراگیر شده است. قریب به اتفاق این دختران حاضر هستند برای یک شیفت، 50 هزار تومان و برای دو شیفت حداکثر 80 هزار تومان دریافت کرده و در مغازه ها به فروشندگی بپردازند. اما آن ها بهایی را که ماهانه برای تیپ و قیافه و آرایش و پیرایش می دهند چند برابر این میزان است و البته باز هم این میزان هزینه به نسبت موقعیت و وسعت مغازه و فروشگاه فرق می کند هر چه مغازه شیک تر باشد آرایش بیشتر و غلیظ تر است. در اکثر آگهی استخدام های مربوط به مراکز تجاری خصوصی بطور مستقیم و غیر مستقیم، بکارگیری دختران یا زنان بدون چادر، زبان باز، عشوه گر و زیبا که بطور محترمانه آنان را دارای روابط عمومی بسیار بالا و با پرستیژ می خوانند را می بینیم که هدف از بکارگیری چنین افرادی، تنها جذب مشتری است. وقتی داخل مغزه ها می شوی بیشتر از آنکه لباس ها یا کفش های رنگ و وارنگ توجهت را جلب کنند، این قیافه های عروسکی و ملوسکی تو را سرگرم می کنند، با خود فکر می کنم این قیافه ها و ناز و غمزه آمدن ها شاید اشانتیون فروشنده به خریدارها باشد. واقعا به چه قیمت؟؟! چرا هر روز آمار طلاق بالا می رود؟ توانمند سازی مالی زنان بی سرپرست به این شیوه یکی از افتخارات مدیران شهری محسوب می شود اما آیا نباید از آنان پرسید که توانمند سازی مالی این زنان بایستی در حوزه زنان صورت بگیرد و نه در حوزه ای که شانیت یک زن از بین برود. چرا هر روز سن ازدواج بالا می رود؟ مگر جز این است که این فرهنگ های غلط با عث  بحران های عمیق اجتماعی شده اند. مسئولین فرهنگی شهرستان جوابگو باشند
تاریخ مطلب: 25/08/1391 - 18:24
وبلاگ حزب الله نوشت: در عصری که بسیاری از واژه ها معنای حقیقی خود را از دست داده اند اشاعه ابتذال، نام ترویج فرهنگ و خدمت به جامعه بشری به خود میگیرد و دفاع از هویت ملی و ارزشهای والای انسانی و فرهنگی، واپسگرایی و عقب ماندگی تلقی می شود و باندهای آشکار و نهان مافیایی از هر وسیله ای برای استحاله فرهنگی و مسخ ارزشهای معنوی بهره می جویند. باید جلوی حرکت های ضد ارزشی را در جامعه بگیریم. زنان و دختران جوان را مقابل چشم جوانان قرار میدهیم که این حرکات ورزشی را انجام دهند این خلاف صریح آیه قرآن است. تبرج بر زن حرام است (آیه 33 سوره احزاب) : تبریج یعنی اینکه زن محاسن خود را برای دیگران به نمایش بگذارد. این مسئله در دارالمومنین قابل قبول نیست و دهن کجی به حکم خداست. آیا شریعتمان این اجازه را میدهدکه برای سرگرمی مردم در یک جشن تعدادی دختر جوان در جلوی انظار صدها نامحرم ابراز اندام کنند!! پس چه شد غیرت مردان حسینی و زنان زینبی که اجازه می دهند ناموس خود را جلوی نامحرمان به نمایش بگذارند و حتی با سوت و کف و هورا آنها را همراهی نمایند و از این نمایش ابراز خوش آیندی کنند. از اول تا پایان جشن آهنگهای محرک پخش می شد آیا انتظار این است که جوانان ساکت و بدون حرکت بنشینند؟! خوب اینگونه امکان ندارد و این می شود که عده ای جوان دست به دست هم شروع به رقاصی می کنند. و حتی بیرون کردن تعدادی از جوانان توسط مأمورین از جشن راه چاره نشد و همچنان این حرکات ادامه داشت. بهتر بود مسئولین برگزار کننده جشن به گونه ای مراسم را مدیریت می نمودند که از بروز چنین مشکلاتی جلوگیری میشد که نه تنها این نشد بلکه خودشان هم در این امر نقش بسزایی داشتند. اگر قرار است که با این جشنها زعفران قاینات را به دنیا بشناسانیم بهتر است دست از این کار برداریم و بیهوده وقت، نیروی انسانی و پول خرج نکنیم که دارالمومنین به این نوع شناساندن نیازی ندارد. تا کی مسئولین در خواب غفلت خواهند بود که در آستانه ماه محرم الحرام و دهه امر به معروف و نهی منکر به بهانه جشنواره طلای سرخ این ابتذال فرهنگی در دارالمومنین قهستان رخ دهد. این سوال به اذهان خطور می کند که مسئولین منتظر چه واقعه ای هستند که در مقابل آن از خود واکنشی نشان دهند و فقط تنها به این واژه که تعدادی از دلسوزان نظام همیشه آن را شنیده و می شوند که(انشاء الله درست می شود) اکتفاء نکنند آیا مسئولین نباید از تریبونهای رسمی با انتقادات و جوابهای دندان شکن خود جلوی این هنجارها را بگیرند پس تاکی !!!! این تذهبون .... چرا حضور جوانان در مراسماتی از این قبیل بسیار پر رنگ و در رزوهایی مثل 13 آبان که روز مبارزه با استکبار جهانی و روزی که جوانان این مرز بوم با عزم و اراده پولادین خود تودهنی محکمی به استکبار جهانی و روباه پیر زدند، کم رنگ می باشد. از کجا باید شروع کرد، این سوالات در ذهن تداعی می شود که باید برای آن اتاق فکر تشکیل داد. جوانان باید فرهنگ ناب اسلامی را در کجا بیاموزند؟ مسئولین فرهنگی چه چاره ای برای آینده جوانان اندیشیده اند؟ دفاتر فرهنگ اسلامی در دانشگاهها چه جایگاهی دارند؟ نقش حوزه های علمیه چیست؟ به نظر می رسد که بعضی از نهادهای فرهنگی که نام اسلامی را دارند تنها این واژه را با خود به یدک کشیده و هر بار به بهانه های واهی از زیر بار مسئولیت شانه خالی کرده و راه را هر بار برای عده ای هنجار شکن باز کرده
تاریخ مطلب: 25/08/1391 - 18:08

صفحه‌ها